همه چیز به چشمام سرده .....
پس بی پرده.......
حرف حق و میزنم .....
زخم برده .....آره زخم برده....
سلام ........
قفسي بايد ساخت.......
هر چه گنجشک و قناري .......
چرا پرنده ها رو بندازيم تو قفس؟؟؟![]()
اونا که خوشن......
اونا که آزاده آزادن .......
بايد خوشي ها رو تو قفس کرد .....![]()
بايد قه قه خنده ها رو اسير کرد .....
بايد لبخند و به دام کشيد .....![]()
آخه اين خندس که داره مي ميره .....![]()
اين خوشيه که مثل ماهي ليز مي خوره .....
اسيرشون کن ....نفس نکش .....صدات در نياد
بزار بمونن ......اگه برن کلات پس معرکس.....
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
دلم مي خواد نفسم رو با بالشتم تقسيم کنم ......
نمي دونم چرا ولي آدم و آروم مي کنه!!!
نه؟
يکي ماله اون يکي ماله تو .....
گاهي دلم مي خواد گريه کنم .......
بالشتم و بغل ميکنم به ياده تمام کسا يي که دوست دارم بغلشون کنم
يکي ماله من يکي ماله اون ......
دلم مي خواد تو بالشت غرق بشم و .......
يکي ماله من يکي ماله تو ........
وقتي دلم نمي خواد کسي هق هق گريه هامو بشنوه .....
بالشتم به دادم مي رسه .....
يکي ماله من يکي ماله تو .......
گاهي دلت مي خواد همشو بدي به بالشتت .....
دلت مي خواد بالشتت خيانت کنه و ديگه سهم تو رو نده .....
يکي ماله تو يکي ماله اون!!!
نه!
همش ماله بالشتم!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داشتم نظرات و مي خوندم
سامان: سلام
بابا عجب حوصله اي داري تو
خوب تلافيه اين چند مدتيو که نبودي در اوردي هاااااااااااا
همشو خوندم برام جالب بود ولي يه نصف خط خيلي برام از همش
مهمتر و ناراحت کننده تر بود اونم اين که ميگي داييت هنوز خوب نشده
من که واسه دايي جون دعا ميکنم ....
سوسک کوچولو... ( سارا):
salam..khofi...kamelan movafegham
dayit ham khof mishe ...
سايه :قشنگ بود خيلي ولي حقيقته مگه نه؟ حقيقتم تلخه....
گل کش چراغ مهتابي:خيلي خري!چرا به ياهو 360 من سر نمي زني؟
اگه بهت سر زدم !
محمد:سلام صبا جان ديگه سر نميزني
پست جديدت عالي بود
خواستم بگم وبلاگو رو حذف کردم و وبلاگ جديدي راه انداختم اگه
موافقي با هم تو اون وبلاگ تبادل لينک کنيم
فعلا باي سر بزن
محمد
مهدي:صباي عزيز
خيلي وقته که از شيطونيهات خبر ينيست !
نوشته هاي تلخ و شيرينت رو خوندم .
ريشه همه اين چيزها تو خود ماست .
من ، پدر ، مادر ، برادر ، خواهر و ...
ولي :
اندکي صبر ، سحر نزديک است .
شاد باشي
منم به روزم
و ...........
بايد بگم که ۴۰ روز که نه ....بيشتره ....شيطوني و کنار گذاشتم ....
ميگم و مي خندم .....
اما دارم خل ميشم ........
ديگه خسه شدم بايد ميگفتم ......
بايد ميگفتم بابا منم آدمم ......
چرا فکر ميکنين اگه ميخوام ۱۰ دقيقه تنها باشم لوس کردم خودمو؟
چرا ؟
حالا خنديدن دليل نمي شه که هيچ غمي ندارم !!!
من بچه م ......
تو رو خدا اينو بفهمين ...!
من دوست ندارم غصه بخورم .....
دلم مي خواد بزرگترين مشکلم گم شدن عروسکم باشه ....
دلم مي خواد اگه وقت و بي وقت زدم زيره گريه کسي نگه اين خل
شده
وااااااااااي دارم ديونه مي شم .......
منم بلدم گریه کنم ......
چرا نمی خواین با ور کنین .......
این منم .......
حتی تو نمی تونی بفهمی من دارم خل می شم ....![]()
اين که نبايد به روي خودم بيارم که اون قدر اعصابم خورده که ....
من داييمو خيلي دوس داشتم .....دارم .......
کاشکي فقط از اين ناراحت بودم که مثلا خيره سرم يکي که دوسش
داشتم منو ولم کرد و من اونو ول کردم ......
مهم نیس.....اون به راه خودش رفت و منم به راه خودم!
شاید ........
اما ......
داييم ..........
کاشکي دعاهامونو خدا قبول ميکرد....
۲۹-۳۰ سال......
خيلي زوده براي مردن .........
~~~~~~~~~~شاید دیگه نیام ~~~~~~~شایدم بیام !!! نمیدونم!
![]()
![]()
![]()
سلام ..................![]()
اينو يه جايي خوندم ....خيلي خوشم اومد!! ![]()
آقا پسرا لطفا پرو نشن ...![]()
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگه سرت داد زدن آروم گريه کن. ![]()
اگه بهت زور گفتن حتما قبول کن.![]()
اگه بهت توهين شد ساکت بمون. چرا؟![]()
چون دختري!![]()
چون به خاطر احساستي بودنت نياز به بغض و گريه داري.![]()
![]()
چون به خاطر ضعيف بودنت نياز داري که يه زورگو بالاي سرت باشه. ![]()
چون تو محکومي به مطيع و آروم و معصوم بودن. ![]()
پس همه دارن احتياجات تو رو برآورده مي کنن! همه دارن بهت
لطف مي کنن! ![]()
اما فاجعه اينجاس که گاهي اين ميون بعضي از خانوماي واقعا
محترم هم مي خوان به نيازهات جواب بدن و برات زن بودن رو جا
بندازن.![]()
و واي به حالت اگه فقط يه کم با اونا توي بعضي مسائل مخالف
باشي.....![]()
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
توي تاکسي نشستي.![]()
سمت چپ يه خانوم چاق چادري نشسته. ![]()
پاهاشو طوري گذاشته که نمي توني خودتو به سمت چپ
بکشي.
سمت راست يه پسر مي شينه که از همون لحظه ي اول زن
بودنت رو بهت ياداوري مي کنه.![]()
چطوري؟![]()
اينجوري که هي خودشو مرتب بهت نزديک مي کنه و تو بايد
خودتو اونطرف بکشي.![]()
انقدر ادامه پيدا مي کنه که ديگه جايي نمي مونه.
نفست رو حبس مي کني شايد با اين کار کوچيکتر شي و جاي
کمتري بگيري حالا بايد گرماي چندش آورش رو تحمل کني و
صدات هم در نياد. چرا؟![]()
چون دختر بايد حيا داشته باشه.![]()
و اعتراض تو به همه اعلام مي کنه که دارن به حقوقت تعرض
مي کنن.![]()
واي!چطور مي توني بذاري ديگران اينو بفهمن؟! ![]()
مگه تو حيا نداري؟! ![]()
توي ذهنت ۲ تا راه رو بررسي مي کني.![]()
يا بايد پياده شي يا خودتو بيشتر جمع کني.![]()
اگه پيداه شي ديگه معلوم نيست کي برسي تازه توي اين
سرما و مه ممکنه گير يکي بدتر ازاون بيوفتي.![]()
پس خفه مي شي و بيشتر مي چسبي به زنه.![]()
ماشين به ميدون مي رسه. خانوم محترم همچين خودشو روت
ميندازه که فکر مي کني متوجه ي موقعيتت نيست. ![]()
واسه ي همين با التماس نگاش مي کني به اميد اينکه بفهمه و
بهت کمک کنه. ![]()
ولي انچنان نگاهي بهت ميندازه که ازخودت خجالت مي کشي.![]()
چرا؟ چون از نظر اون تو يه مفسد تمام عياري!![]()
تو آرايش داري. مانتوت کوتاه يا تنگه موهات پيداس.![]()
کلا سر و وضعي داري که از نظر اون خودت مي خواي که از بغل
يه پسر بپري بغل اون يکي.![]()
نه! تو حتي محتاج ترحم هم نيستي!![]()
به فکر نجات خودت ميوفتي. به پسره که ديگه داره مياد توي دلت
نگاه مي کني.![]()
اصلا به روي خودش نمياره. اما کم کم عقب نشيني مي کنه و
خودشو مي کشه کنار.![]()
يه نفس راحت مي کشي و دست به دامن خدا ميشي:![]()
خدايا چرا اين مسير انقدر طولاني شد؟ ![]()
خدايا ببخش که فلان کار رو انجام دادم.![]()
ديگه تنبيه من بسه.![]()
ديگه انجامش نمي دم.![]()
خدايا خواهش مي کنم.![]()
خدايا اين پول رو ميندازم توي صندوق صدقات تو فقط يه کاري کن
که زودتر تمون شه.![]()
خدايا....... ![]()
يهو از جا مي پري.![]()
آقا مي خواد از توي جيب عقب شلوارش پول در بياره اين وسط
يه لطفي هم يه تو ميکنه. ![]()
نگاش مي کني و سعي مي کني در کمال سکوت و در حالي که
حياي دخترونه! رو حفظ مي کني بهش بفهموني که اون
منحوس ترين موجوديه که تا به حال ديدي.![]()
آقا چيکار مي کني؟ ![]()
اينبار يه لبخند تحويلت مي ده!![]()
حالا کاملا احساس يه سوسک رو درک مي کني وقتي زير پا له
مي شه. ![]()
به وجودت داره توهين مي شه. ![]()
به حقوقت داره تجاوز مي شه.![]()
انسانيتت به تمسخر گرفته مي شه.![]()
غرورت داره محو مي شه![]()
تجاوز حتما اين نيست که ببرنت توي يه خونه و هر بلايي
خواستن سرت بيارن و بعد تبديل بشي به يه زن بدون حق
زندگي و زن بودن.![]()
اينم يه تجاوزه. ![]()
علني و آشکارا و در ملا عام! ![]()
روزي هزار بار توي تاکسي و خيابون بهت تجاوز مي کنن.
به احساساتت.![]()
به شعورت ![]()
به عاطفه ات![]()
به غرورت ![]()
به معصوميتت ![]()
به اعتقاداتت ![]()
وبه دختر بودنت.![]()
پسره دوباره از فکر درت مياره. ![]()
با آرنج به پهلوت مي زنه.![]()
نمي شه گفت مي زنه در واقع نوازشت مي کنه.![]()
چي فکر مي کنه؟ که دوست داري؟ که خوشت مياد؟![]()
نه .مي دونه که اينجوري نيست.![]()
از رفتار تو وچندين دختر قبلي خوب اينو فهميده.![]()
پس مي فهمي که در کمال آرامش داره جلوي چشم همه
توهين و تجاوز به روح تو رو انجام ميده. ![]()
و تو ميون اونهمه آدم راه نجات وپناهي نداري! ![]()
ديگه جونت به لبت مي رسه.![]()
توي چشماش نگاه مي کني و مي گي درست بشين. ![]()
و در جا پشيمون مي شي.![]()
راننده از توي آينه خريدارانه نگاهت ميکنه.
۲
تا پسر جلويي پچ پچ کنان مي خندن و اون ميون مي شنوي که
يکيشون مي گه صد بار گفتم يه ماشين بگير که صندلي عقبش
خالي باشه....![]()
![]()
و از اونطرف خانوم محترم آهسته ميگه اگه بدت ميومد که خودتو
واسش درست نمي کردي!!!!![]()
حس ميکني دنيا دور سرت مي چرخه. ![]()
احساس خفگي و لرزيدني که نمي دوني از سرماي بيرونه يا
توهين به مرز جنون مي رسوننت.![]()
تمام نيروت رو جمع ميکني و مي گي : پياده مي شم آقا.![]()
پسره وقتي مي خواد پياده شه انقدر مياد عقب که تک تک
اعضاي بدنت رو حس مي کنه.![]()
ديگه کنترلت رو از دست مي دي.![]()
هولش مي دي جلو : کثافت.![]()
جلويي ها مي خندن. زنه يه چيزي حواله ات ميکنه شايد همون
کلمه رو.![]()
و پسره با چندش آورترين صدايي که تا حالا شنديدي مي گه:
جــــــــــــــــــــــــون!![]()
برمي گردي. دلت مي خواد بزني توي دهنش. ![]()
ولي سوار مي شه و ميره. ![]()
مي ره و تو مي موني.![]()
توي اون هواي سرد و تاريک توي اون مه.![]()
تو مي موني و احساسات سر کوب شدت.![]()
تو مي موني و ضعف راه رفتنت. ![]()
تو مي موني اعتقادات تمسخر شده ات . ![]()
تو مي موني و دوراهي هات يا بدتر از اون گمراهي هات.![]()
اگه از يه روسري صورتي خوشت بياد مشکل داري؟![]()
اگه فقط آرايش رو به صرف زن بودن و نيازي که توي وجودته
دوست داشته باشي خرابي؟![]()
اگه همه جا با بابات يا داداشت يا يه مرد ديگه همراهت نباشن و خودت
با ماشين مسافرکشي بياي و بري
تو کسي هستي که واسه ي عرضه کردن خودت اومدي و منتظري که
هر کسي روت يه قيمتي بذاره؟![]()
اگه از يه زن بخواي حالا که احساس بي پناهي مي کني حاميت باشه
بايد به خاطر تفاوت ظاهريتون خودش تو رو محکوم کنه؟ ![]()
توي کدوم دين و مذهب اين اومده؟![]()
حالا ديگه تو مي موني و ترديد هات ![]()
به دين ![]()
به مذهب![]()
به جامعه![]()
به آدماش.![]()
به آدما که مي رسي تو مي موني و هيولاي نفرت.
نفرت از زنهايي که خدا و رسولش مي گن اسلام دين نيت و اونا
مي گن دين چادر!
تو مي موني و نفرت از مردا. ![]()
تو مي موني و .... نفرت از خودت .............![]()
امروز کلي توي سرما منتظر دوستم وايسادم.
وقتي اومد روي صورتش جاي اشکايي بود که يخ زده بود.![]()
اين اتفاقا اولين بار نيست که ميوفته.
اما ايکاش پسرايي که اين کارا رو مي کنن مي فهميدن که
چه تاثري توي زندگي ديگران مي ذارن.
يا حداقل اگه بعضيا بيمارن اونايي که نيستن جلوي اينجور موضوعات
رو بگيرن.
چرا بايد چندين روز به دختر خراب شه و رفتار عصبيش زندگي
خونواده و نزديکانش رو هم به هم بريزه؟
به خاطر اين بعضي ها فکر مي کنن اين موضوع خنده داره يا سرگرم
کنندس؟
اينو فقط واسه ي پسرا ننوشتم
کاش دخترا هم بفهمن گاهي اوقات بايد از حقوقشون دفاع کنن
حتي اگه به قيمت حرفه ناجور يه آدم نفهم باشه.
حداقلش اينه که خودشون آرومتر مي شن.
حداقلش اينه که مي دونن اگه بهشون توهيني شده اونام در
حد توانشون سعي کردن از شخصيتشون دفاع کنن.
با سکوت هيچوقت هيچي درست نمي شه....
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
يه شب تو زمستون
صداي آقا پيچيد توپيد به توي دالون
آي دختره ورپريده
بدو مادرت باز زايئده
ديدم صداش ناراحته
گفتم آقا باز دختره؟
خنديد و گفت : آره بابا باز دختره
رفتم پيشش نگاهي کردم به جيبش چشم روشني خبر نبود
آقام به حال خود نبود
گفتم :آقا دختر بده ؟ داد زد و گفت :دختر بده؟
دختر همه اش تو دست و پاي آدمه نه کاري از پيش مي بره
نه زندگي پيش ميبره
نه گاو ميشه براي من شخم بزنه زمينه من نه رعيت ارباب ميشه
مزدش برام يک سيخ چلو کباب مي شه
دختر فقط غر ميزنه دور از جونت فقط زر ميزنه
تا وقتي توي قنداقه يک دم فقط شير مي خوره آب پس ميده
ماده فقط گاوش خوبه
علف بيش شير بت ميده
گفتم با هزار گلايه آقا حالا که دختره اسمش چي باشه بهتره؟
اسمش باشه همين بس يا بگذاريد دختر بس
گفتم :تو رو به زهرا اسمش باشه ثريا؟
فرياد کشيد با دعوا چي؟ بذارم ثريا
تا اون ننه ات از فردا هي دختر بندازه تا سيارهام بسازه
اسمش همينه و بس اسمش ميشه دختر بس
گفتم آقا مي اي بريم پيشه ننه
با ناله گفت: اي آقا جون برم بگم که چند منه؟
گفتم ننه ناراحته خنديد و گفت : ناراحتيش فقط ماله يک ساعته
از فردا باز لپاش برات گل ميندازه
غصه نخور ذات زن ها حقه بازه
گفتم آقا بي انصافي بدون حد و اندازه
فرياد کشيد: بي انصا في از اون که دختر برام پس مي اندازه
رفتم يواش پيش ننه هر چي بگو ازش کمه
چشماش نگو کاسه خون ميکند لپا شو با نا خن
دلم يهو ريخت رو زمين گفتم ننه ناراحتين؟
پرسيد يواش آقات چطور ناراحته؟
گفتم : که اي بگي نگي بي طاقته
گفتم : ننه دختر بده؟
خنديد و گفت : دختر از مردمه ننه
دختر بايست يه روز شو هر کنه بچه اشو خشک و تر کنه
بايست شو هر داري کنه يک عمر عزا داري کنه
کي گفته دختر بده دختر از مردمه ننه
دلم به حال ننه ام سو خت از خودم بيزار شدم
دختر بودم پيشه خودم خار شدم
نگا کردم به بچه بچه نگو تربچه
خوشگل و ناز نازي با دما غش کردم بازي
چشماش هنوز بسته بود حتما اونم خسته بود
از همه بي مهري از دنياي اين شکلي
رفتم با غم تو ايوون
خدا رو فرياد زدم آه اي خداي سنگدل ما دختريم يا مشکل
چرا تو بين بنده هات اين همه فرق گذاشتي
چرا پسر عزيزه اما دختر تکراري
اصلا حالا که ديدي دختر جايي نداره چرا دادي به ما ها اين دختره
بيچاره
اي کاش از اون اول ها ما رو تو گور مي کردند
اي کاش که مثل قديم ها زنده به گور مي کردند
مگر ما دختر ها جه کرديم به جون آقامون
که از سره صبح تا شب مي کوبن تو سرامون
از صبح تا شب تو تاريکي توي دالون نون ميپزم کي گفت يه بار
بسم الله
ظهر تا شب چنگ ميزنم فرش مي بافم کي گفت يه بار
ماشاء الله
غروب که شد شام مي پزم ، شام مي ارم کي گفت يه بار
ايو الله
عزيز يه حرف هايي ميگفت به راست نمي گرفتيم
عززيز خوب حرف هايي ميزد ما درس نمي گرفتيم
ميگفت که دخترون فقط لباس و کفنشون سفيده
بختشون يک سر سياست و بي سپيده
ميگفت از ما بهترون بستن بخت ما دخترون
يا اين که ما کالا ييم و مي دن ما رو به ديگرون
خلاصه دلم گرفته
خودت يه روزگاري دل ننه آقامو به داشتنم کن راضي
گذشت از اون ماجرا چند روز بعد از اون دعا
ننه ام منو کرد صدا
هي به دور من چرخ زد هي با خود گفت و حرف زد
گفتم :ننه ؟چه خبره؟گفت: دختر بد خوش قدمه خواستگارت پشت دره
گفتم که گيسام و بکنه مگه نگفتي شوهر بده
ننه گفت با خنده حالا خوبه يا که بده شانسه بگيرش که نپره
اقبال برات رسيده نميشي يه وقت ترشيده اون هم تو اين
روزها که دختر مثل جن شده و پسرم مثل بسم الله
دوماد پسر حاج عباسه خوش رو و خوش لباسه
دختر تو ده فراوون تو رو مي خواسته حالا برو به مطبخ خيالتم باشه
تخت
تا گفتم دختر کجايي يه سيني بردار بيار با ? استکان چايي
يهو صداي در آمد از لاي در ديدم که يه پيرمرد تو اومد
تا ننه فرياد کشيد که دخترم کجايي يهو همه چيز يادم رفت
اي واي خاک عالم کو استکان کو چايي؟
ننه ام گفت با صرافت اين دخترم، جهازشم نجابت
نجيب و بي نيازه فقط داره يه خواسته
شير بها و مهريه باشه به حد لازم
يهو تو جام وا رفتم دستبوسه اقام رفتم
گفتم به گريه و زاري منو تنها نزاري!
اين يارو از خودتم پير تره ندي منو با خودش ببره!
اما آقام گوش نکرد منو همراه اون از خونه به در کرد
پام که رسيد به خونه حاج رسول تازه فهميدم که يه هوو دارم به اسم
آبجي بتول
قوز حاج رسول کم نبود اينم قوزه بالا قوز
کاش خاله سوسکه بودم بازم به موش لحاف دوز
از صبح تا شب کارم زاري شده بود ناله و نفرين شده بود
دعا و آمين شده بود
اما حاج رسول زرنگ بود دم به تله نمي داد
از سر صبح تا شب دم به دل من نميداد
اما هنوز يه سال و يه ماه نگذشته حاج رسول از گريه من شده بود
خسته
آبجي بتولم اين وسط بل گرفت
مثل اسپند رو آتيش گر گرفت
هر روز کارمون دعوا يا پخت نذر و حلوا
نذر هر کجا بگيره اون يکي زود بميره
تا اين که من مادر شدم صاحب يه پسر شدم
براي رفع مشکل نذر کردم و اسمش و گذاشتم محسن
از اونجا که آقاي من عاشق پسر بود گفتم تا تنور داغه
خميرو بايد چسبوند
گفتم يه روز به شوهر براي ننه ام دلواپسم
گفت: با غرور زن مني مال مني فقط تو خونه مني
گفتم با خودم: آقام ميگفت به موقع شوهر با مرام کمه
ديدي ديدي دختر خانم که حرف حق ماله آقاي آدمه
گفتم يواش با ناز و تب که حاج رسول راضي شو و نکن غضب
فرياد کشيد : آي ضعيفه آروم بگير اين قدر نکن منو دلگير
کي دو ساله جون ميکنه نون مياره آب مياره
اون کيه که واسه تو کاکل زري ات چوب ميشکنه پول مياره
گفتم با غضب اي بي نسب ننه و آقام پونزده ساله منو به دندون
کشيدند
نونم دادند به جاي آب دوغم دادند
ميکشيدند تو اون سال ها منت هيچ چيزم نبود حالا برام سر ميکشي رو
تو ميکني کبود؟
يهو اخماش تو هم رفت نگاش به جنگ من رفت
بقچه مو بست به سر عت بچه مو داد به دستم
گفت برو گمشو بيرون بي خود به تو دلبستم
گفت برو اي بيچاره هر چيز يه قدري داره
دختر اصغر کاه کش چه شاني به من داره
گفتم که بي مرامي نبيني جز سيا هي
گفت آره بي مرامم برو که زن نخواهم
انداختم ، از خونه بيرون شدم با طفلکم حيرون و ويرون شدم
نه ترسيدم نه موندم يه آيتالکرسي خوندم
گفتم يا علي مدد ميرم که برم به مقصد
دو سه روزي طول کشيد تا چشمام ده و بديد
تا رسيدم به خونه دلم گرفت هي بونه
نکنه آقام دعوا کنه نکنه جيغ و هوار کنه
نکنه منو برگردونند از اين هم منو برونند
گفتم که بد بد آرد در مي زنم هر چه پيش آيد خوش آيد
تا در زدم آقام درو روم باز کرد
منو که ديد خودشو تو بغلم رها کرد
گفتم آقا ناراحتي غصه داري ننه کجاست؟
گفت دخترم عزاداري ننه ات الان پيش خداست
يهو پاهام سست شدند نگاهم افسرده شد
بچه رو دادم به آقا تنم رو فرش ولو شد
چشمامو که باز کردم آقام بالا سرم بود
نگاهش خسته بود دستش روي سرم بود
گفم آقا پسر من برلي تو يادته دلت پسر مي خواست
تحفه من براي تو اشک از چشماش جاري شد
نگاهش مهتابي شد
گفت آقا جون نمک نپاش به زخم من مي خواهم که فرياد بزنم
عشق من و دختر من دلم پوسيد تو اين خونه هي ميگرفت تو رو بونه
اما حالا که اين جايي نفستم مقدسه اينو بدون که آقات
همه کارهاش بدون قصد و غرضه
گفتم آقا انگار ميگي دوستم داري؟
گفت: معلومه سربه سرم ميزارس؟
گفتم اما شوهر من محکم زده بر سر من برام شده يه اهرمن
حتي اگر رگ بزنن از گردنم هر روز و شب آدم بيارند عقبم
پاي بازگشت ندارم
با خنده گفت بخواي بري ديگه خودم نمي زارم
گفتم:آقا بچه مو به تو ميسپارم حس ميکنم جون ندارم
گفت:اي آقا خسته شدي از راه دور کوفته شدي
گفتم:آقا خوابم مياد اجازه هست که بخوابم
گفت:بخواب اي عروسک من ديگه هيچ کس رو جز تو ندارم!!!
!!!!٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬!!!!!!٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬!!!!!!
این شعرو از یه کتاب برداشتم >>>> من دختر نیستم!( پگاه بختیاری)
میدونین اون متن اول خوب قبول دارم!![]()
این روزها گاهی آدم به خودشم شک می کنه![]()
اما خوب این شعر ......![]()
دوره ی این چیزا تموم شده.....![]()
این حرف ها ماله زمانه سر بازیه هیتلره......![]()
الان دوره ی شماره و چت و اینترنت و ....![]()
هزار کوفت و بدبختیه دیگس....![]()
نمی دونم آقا پسرها از این کاراشون چه لذتی می برن؟![]()
البته همشم تقصیره اونا نیس![]()
درسته که بعضی از دخترام خودشون تنشون می خاره...
اما به هر حال
خیره سرمون تو مملکت امام زمانی زندگی می کنیم![]()
خدا آخر عاقبته هممون و به خیر کنه![]()
داییم هنوز حالش بده...................![]()
![]()
![]()
![]()
>>>>>>>![]()
![]()
![]()
تولدم مبارک >>>>>>![]()
![]()
![]()
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شما ها که واسم هیچی کادو نیووردین!
حداقل واسه داییم دعا کنین!!!>>>>خیلی حالش بده![]()
![]()
![]()
من چی کا کنم خووووووو؟؟؟نمی شه بیام نت!!!
حالش نیست؟حسش نیست؟![]()
میدونین که..........
اول من همین الان فهمیدم تولد سیامک بود!!!![]()
تولدت خوف باشه!!!![]()
![]()
![]()
![]()
خوب حالا از کنکوری های بدبخت بگم که امسال روهمشون از دم
گند زدن رفت پی کارش....![]()
بیچاره اونایی که خر زده بودن......![]()
حسابی سرشون کلاه رفت.......![]()
این مطلب رو که تا لحظاتی بعد مشاهده میکنین و شا خاتون
در نمیاد(آدم که شاخ در نمی آره که)![]()
ماله مرتضی نوشته ......جریان مرتضی و ماشینه محبوبشه!!!![]()
بخونینش:
می دونین !!![]()
به بعضی ها خوشی نیو مده.....؟؟![]()
یکیش خوده من !!!![]()
نشد یه بار.......![]()
۱۰ روز بیشتر نبود خوش بودم.....غافل از اینکه ۲ هفته ی نفرین
شده پیشه رومه....![]()
![]()
![]()
![]()
دیگه بسه......![]()
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اه این قدر وول وول نکنین.........![]()
التماسم نکنین فایده نداره......![]()
بسه دیگه خستم کردین........![]()
من میخوام بکشمتون.......![]()
![]()
میخوام چالتون کنم.......![]()
![]()
اه اه......![]()
گریه زاری راه نندازینااااا...........![]()
اصلا حوصله ندارم.......![]()
من دیگه حوصله ندارم شما ها رو تو سرم نگه دارم......
اینجوری دیونه میشم........![]()
مگه عقلم کمه.....(خوب آره،راست میگین کم که
دارم......![]()
اما این حرف ها فایده ای نداره........![]()
من دیگه نمی خوام.......
همه فکرام رو می خوام چال کنم......![]()
همه شو......![]()
عادت ندارم تارکه دنیا بشم.......![]()
![]()
دوست ندارم افسرده باشم.......![]()
خندیدن و دوست دارم......![]()
![]()
نمی خوام مثله خیلی های دیگه از آدما متنفر بشم.....
بقیه تقصیر ندارن.....![]()
فقط مقصر خودمم ....![]()
خودم!!!![]()
نشنیدین چی گفتم...؟![]()
میخوام چالتون کنم......!!!![]()
خودم خوب میدونم که نمیشه.......!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
بعد آن دیوانگی ها ای دریغ
باورم ناید که عاقل گشته ام
کوئیا او مرده در من که این چنین
خسته و خاموش و باطل گشته ام!
~~~~~~~~~~
هر دم از آئینه میپرسم ملول
چیستم دیگر ،به چشمت چیستم؟
لیک در آئینه می بینم که، وای
سایه ای هم زانچه بودم نیستم
خسته و خاموش و باطل گشته ام
بی خیال!![]()
بی خیال ....................................>>>>بی خیال!!!!
سلام.....![]()
شنيدين؟ خبرووو؟![]()
ميگن مي خواد کپني بشه...
..اه بابا بنزين و ميگم
ديگه...!!![]()
يعني از اين به بعد نيم ليتر بنزين ميدن بهت....البته
اشانتيون دو تا خرم ميدن ببندي جلو ماشينت.....
اين مطلبه مرتضي اس.....بخونينش....
بنزين:
آگه کوپني بشه من يکي که از خماري ويراژ و سبقت از راست و
بوق زدن و يه تيک آف آتيشي به ماشين پليسي که اونور
خيابونه که عمرا بتونه باهات کاري داشته باشه و صد تا کار
باحاله ديگه مي ميرمممممممممممممم.![]()
![]()
مي گن که بنزين تو ايران هدر ميره ، واقعا اين جوريه؟![]()
(نه بابا داستانه
)
تا حالا فکر کرديد اين همه که از مصرف بي رويه حرف زده ميشه
و فلان و بهمان... ![]()
![]()
چرا هيچ راه حلي براش پيشنهاد نمي شه،شايد ميشه ولي
گوش شنوا نداريم،شايد کسايي هستن که راه حل هاي خوبي
ارايه ميدن ولي چون باب ميل بعضي از ماها که يه نون خشکي
از طرف ..
..
داريم توجهي نمي شه.![]()
بابا طرف به زور يه پيکان 54 زرد قناري گرفته(چه شيکه
)
با روزي 40 ليتر مصرف يه نوني در مياره ميذاره تو سفره زن و
هشت تا بچه اش،(
مگه جوجه کشیه؟؟!!)
حالا ما بيام بنزين اين ماشين و ازش بگيريم چي ميشه؟!!!
(هيچي نميشه خدا بده برکت ،)![]()
![]()
نميدونيد که اين پيکان هاي دوره طاغوطی(خدا به زمين گرم
بزنه!)![]()
با گازوييل همچين کار مي کنن که انگار بنزين سوپر ريختي تو
باکش.
ميره و يه باک گازوييل با يه مکمل که همون سه چهار ليتربنزين
سهميشه رو با هم قاطي مي کنه و د برو که رفتيم، حالا
گازوييل سهميه بشه بازم مشکلي نيست که از اين پيک نيکي
ها که حتما داريد و ديديد مياره و با يه کم دست کاري پيکان رو
گاز سوز مي کنه و با يه پيک نيکي سه روز مسافر کشي
مي کنه.![]()
حالا اين جاشو که نگفتم من خودم يه طرح دارم واسه مشکل
سوخت ولي نمي گم که فردا بريد ماشين هاتونو ، اون کاري
باهاش بکنيد که اون حرفي پشت سر من بزنن و اون کاري با
پمپ بنزيني ها بکنن و در همهشونو گل بگيرن.![]()
نه نمي شه نمي گم ، اقتصاد کمپلت مي خوابه.
(نه که نخوابيده
!)
بي خيال ما شيد، فردا تو بوق مي کنيد و اون وقت ما هم ميريم
فرارمغزها ميشيم!!!![]()
ديديد حالا شما هايي که ميريد پژو خانوم و پرايد ماست!(يعني
چي؟
)
و از اين پيکاناي در غلاف پژو ... مي خريد، حالا ببينيد طرح بنزين
به ضرر کي تموم ميشه.
نگفتم اون پيکان 48 بدون رنگ رو نگه دار......![]()
~~~~~~~
~~~~~~~
~~~~~~~~
~~~~~~~![]()
RD:
حرف از ماشين افتاد،گفتم يه حالي به ماشين خودم بدم.![]()
آره عزيزم بعد از سالها سختي و ممارست و و از اين حرفا يه
آردي نصيب منه فلک زده شد.![]()
روز سوم خرداد سال هشتادوسه بود که تلفنم زنگ خورد و يه
صداي آرام و متين و سنگين از پشت گوشي گفت: ![]()
سلام از ايران خودرو مزاحم
شدم
، ماشين شما رسيده آگه فرصت کرديد بيايد تحويل بگيريد،منو
نگو ازفرط خوشحالي سکته رو زدم... ![]()
تازه داشتم آماده مي شدم که راه بيوفتم
دوباره تلفن زنگ زد و بازم يه صداي متين گفت حالام نيومديد
اشکالي نداره ها ، هر وقت خواستيد بيايد![]()
.من هم گفتم باشه پس من يه مرخصي
رد بکنم(قانوني)بيام ![]()
تا من رفتم که مرخصي رد کنم بازم تلفن زنگيد و
صداي متين با يه لحن محبت آميز فرياد زد که مرتيکه پاشو گم
شو بيا اين
قرازتو تحويل بگير وگرنه ميندازيمش تو جوب !!!![]()
من که سکته دوم رو زده بودم با سرعت خودم رو رسوندم به در
شرکت
ايران خودرو و رفتم تو...چشتون روز بد نبينه با صد تا خواهش و
تمنا و
شيريني و شکلات ما اين ماشين رو گرفتيم...![]()
~!!!!!!!!~![]()
الان دو سال از اون ماجرا مي گذره و من با ماشينم قصه
ها دارم که بچه ها مي گن قصه هاي من و آرديم.
حالا
سر فرصت بلاهايي که سرم اومده رو براتون دونه به
دونه تعريف مي کنم...
براتون دو تا مطلب اوردم که تو هیچ کدومش هیچ
فعالیتی نکردم و هیچ زحمتی نکشیدم......
(هلو برو تو گلو)![]()
اولیش ماله دوست خوووبم سارا (سوسک کوچولو )و دومیش
ماله مرتضی جووووون.......![]()
![]()
بخونین شاید آدم شدیم؟؟؟
البته ما که عمرا گول بخوریم آدم شیم......![]()
نه؟؟؟؟؟؟؟
مخابرات:مالیات وراجی ....
سلام...خوبین ؟....
(به من چه مگه من دکترم حالااااا...)
بابا عجب بد بختییی شده هااااا.......![]()
ما همین جوریش سالی به دوازده ماه به این وبلاگه بدبخت و
بیچارمون سر نمیزنیم......
حالا باید ۲ شیفتم کار کنیم هم اینجا هم تو ترانه ها ور دل
داداشمون........(http://www.taranehhaa.blogfa.com)
چی کار میشه کرد تورومه دیگه ه ه ه .....!!![]()
هی بسوزه پدر این بی پولی که ما علافهای باحال تهرون رو به
این جورجون کندن و کار کردن(جون خودمون ) وادار میکنه .....![]()
اتفاقا الان از سر اون یکی وبلاگ می آم....![]()
آخه بدبختی اینه که من در مورده عشق وعاشقی هیچیم
نمیدونم....![]()
![]()
واسه همینه که کلی سر اون یکی به مخ نداشتم فشار میارم
اساسی.....![]()
واسه همینه گاهی اینجا کم می ارم..........(عمرا)![]()
حالا از این چیزا بزگریم داستان زیر رو بخونین .....
این وو من با مهارت زیاد دزدیدم که باز داستان اینم مفصلهه....
حالاا فعلا بخونینش.....
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت
در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت
آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته با شد!!
مشتري پرسيد چرا؟![]()
آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروي و ببيني
مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي
و درد و رنج وجود داشته باشد؟![]()
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت..!!
به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد
مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف
با سرعت به آرايشگاه برگشت و به ارايشگر گفت
مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند
مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟
من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم
مشتري با اعتراض گفت:
پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند؟![]()
"آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند
مشتري گفت دقيقا همين است
خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!
براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد![]()
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
حالا متحول شدین؟ (آدم شدین)>
>>(گمون نکنم)![]()
آخه به مخ ما این چیزا قد نمیده ...میده؟؟؟؟؟؟![]()
الان دقیقا نمیدونم این چه ربطی داره.....![]()
![]()
يه مدت مديدييه يه چند تا سوال افتاده به جونم و داره منو و
روحم رو با هم ميخوره.....![]()
![]()
ميدونين از خيلي ها پرسيدم ،......اونم فقط يکي شو ..... اما
اونااااا..............
مسخرم کردن....![]()
از مامانم که پرسيدم....(در حال آشپزي تو آشپز خونه) يه نيم
نگاهي بهم کرد و دوباره به کاره خودش ادامه داد......
من:مامانننننننننننننننننننننننننننن........
مامانم:برو بچه خل شدي ااااااااا
بابام :بعد دو ساعت خنده........خانم بيا ببين دختر بزرگ
کرديمااااااا.............![]()
![]()
بقيه رو که ديگه نميگم زيادي دلتون واسم ميسوزه.........![]()
آخه خداييش ببينين چه بدبختيه.... آخه سوال من کجاش خنده
داره؟![]()
من ميخوام بدونم گورهخر سفيده با راه راه هاي مشکي يا
مشکيه با راه راه هاي سفيد؟![]()
![]()
من ميخوام بدونم زرافه زرده با خالهاي قهوهاي يا قهوهايه با
خالهاي زرد؟![]()
من ميخوام بدونم آدم ها بدن وفقط چند تا صفت خوب دارن يا آدم
ها خوبن و چند تا کاراي بد ميکنن؟![]()
من ميخوام بدونم آخر همه ي عشق ها خداحافظيه و فقط چند تا
شون به هم ميرسن يا نه همه عاشق ها به هم ميرسن و فقط
سر ه چند تا شون بي کلاه مي مونه؟ ![]()
من ميخوام بدونم آدم ها هميشه خوشحالنو گاهي ناراحت
ميشن يا هميشه ناراحتن و گاهي خوشحال ميشن؟ ![]()
![]()
من مي خوام بدونم ادم ها همشون فقير به دنيا ميانو فقط
بعضي هاشون تو دنيا ثر وتمند ميشن يا همشون ثروتمند به دنيا
ميان و بعضي هاشون فقير ميشن؟![]()
من ميخوام بدونم ...................
من ميخوام بدونم.............
من ميخوام بدونم هميشه سوال هاي من بي جواب ميمونه و
فقط چند تاشو بزرگتر ها ميتونن جواب بدن يا هميشه جواب ميدن
و چند تاش بي جواب ميمونه؟![]()
من ميخوام بدونم همه اين متن و خوندن و نظر ندادن و فقط
چندنفر نظر دادن يا همه نظر دادن و چند نفر نظر ندادن؟ ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این آدرس وبلاگه جدیده..........![]()
~~~~~~~~~~~~~~~~~
http://www.taranehhaa.blogfa.com
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
هم اینجا هم اونجا در خدمتیم
![]()
![]()
![]()
![]()
ولی از روزه بازی ایران و مکزیک و سر بلندی بزرگی که قرار بود
برامون به ارمغان بیارن...که بخوره توسره برانکو و تیم ملی
پوشان جمهوری اسلامی ایران بزرگ
....
والااا این فوتبال و این نره خر هایی که ۹۰ دقیقه دنبال یه
فسقله توپ میدون .....(انقدر بدون که جونشون در بیاد)
هیچ گلی به سر ما نزدن......جز آشنایی با خانوادهی آقای
برانکو،
علی دایی و میرزا پور از جمله خواهر و مادر دختر و عمه ی
ایشان!!!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
و اما علی دایی قدم میزند..............
سلام به همه به برو بچ گوگول با معرفت!!!![]()
![]()
خوبین؟ خوشین؟..........![]()
اول بزارین دلیل نبودنم رو بگم (نه که واسه شما ها هم بودو نبوده من
مهمه
جوووونه خودتون..!)
اول اینکه این مدت کلی امتحان و بد بختی و بیچارگی ریخته بود رو سرم
که سره یکی رو میگرفتی از تهش در میرفت....![]()
خلاصه اینکه مشکلات زیاد بود .....![]()
اما از اونجایی که صبا جماعت جا نمیزنه دوباره برگشتم....![]()
![]()
اما یه خبر دیگم که از روی بی کاریه زیاد یه weblage دیگم راه انداختم!!
البته راه انداختیییییم........![]()
اونجام تشریف بیارین در خدمتتون هستیم.....![]()
اگرم خدا بخواد و شهریور مهمون وزارت آموزش و پرورش و مدرسه ی
غیر انتفایی دخترانه ی سر کوچمون نباشم تمامه مدت پلاسه اینترنت و
اونترنت هستم ..(البته به جز ایامه تعطیلات رسمی ،غیر رسمی....
حال نداشتن و....)
اما یه دعا هم واسه این دم کنکوری ها میکنم که ایشالا همشون از دم
از بیخ و بن دختر وپسر هر جا که میخوان و هر رشته ی که میخوان از
دکتری و مهندسی گرفته تا بچه داری و شوخر داری یا همون شوهر
داری ............
قبول نشن
تا نازی هر جا میخواد قبول
بشه!!!!!!!!!
¤¤¤¤¤¤~~~~~~~~~¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤~~~~~~~~¤¤¤¤¤~~~~~~~
نمیتونم ............
نمیتونم بشینم و نگاه کنم که داره میسوزه و میمیره......![]()
نمیتونم بشینم و ببینم و منتظر باشم...که کی ازرائیل میادو اونو با خودش
میبره![]()
نمیتونم بازم بهش لبخند بزنم و اون ........![]()
چی میشه اگه بمونه و نرهههه.....به کی بگم اگه اون بره خیلی ها میشن
یه زنده ی مرده ...یه زنده ای که زنده زنده، زنده به گور شده.....![]()
کاشکی میتونستم گریه کنم.......ولی هیچکس نباید به روش بیارههههه![]()
تا کی باید از صدای تلفن و در بترسم که مبادا اون چیزی که نباید برسه
خبرش برسه....!!![]()
تا کی به روی خودم نیارم که میترسم از روزی که بدون اون ...........![]()
چه فایده داره اگه بره و دلم بمیره...................![]()
چقدر توکل کنم به خدااااا پس چرا دعا های منو بی جواب میزاره........![]()
خندیدن الکی هم حدی دارههههههه..........
هیچ کاری نمی تونم کنم ....بازم ......
خدا ...
..
..
..
..
..
...خدا
کمک
کمک
کمک
کمک
کمک
سین یادی از فقیر فقرا کنیم!!!![]()
ولی مثل اینکه یه ذره دیر نوشتمش.....شرمندم مرتضی و شرمندی اونایی
که در موردشون یه ذره بد قولی کردم!!! ![]()
![]()
خوشمزه
و گوگولی واسه همه گوگولا....از اونایی که اذیت کردن من
یکی از لذت های زندگی شونه تا اونایی که اندازه ی ستاره ها دوسم دارن
و دوسشون دارم
(تو جزو کدوماشونی؟؟؟
)
خلاصه ی مطلب چاکرتونم مخلصتونم نوکرتونم در بست بدون مسافر تو
راهی....و علف زیر پاتونم...فقط خر نشین منو بخورین؟؟؟![]()
![]()
امیدوارم سیزدهتونو به خوبی و خوشی و سلامتی بدر کرده باشین و مثل
من و یکی از دوستام(که امروز ازم شاکی شد
)
خانواده ی محترم نپیچوندنتون باشن و فرتون نداده باشن.....![]()
![]()
آخه میگن سیزده بدر جای کوچولوهای زیر دو سال نی!! اخمخا نیدونن من
دو سا لو دو ماهمه......![]()
والا راستشو بخواین من یکی آخر سر نفهمیدم این سیزده چیه و چطوری
وکی بدر میشه ما باید بدرش کنیم یا خودش بدر میشه!!! ![]()
اصلا چرا کاهو میخوریم با سکنجبین؟؟ولی فکر کنم باقالی میخوریم که
سیزدمون در شه..... ![]()
![]()
ولی به هر حال امیدوارو تمام کوچولوها(مثل نیلوی ما
) پیکاشونو حل کرده
باشن و رنگ کرده باشن ومثل بعضی ها نداده باشن داداش ۲۱ سالشون
به زور حل کنه تا دست داداشیو رو نکنن پیش مامانو بابا.... ![]()
خلاصه امیدوارم تازه ۱۲ نصف شب (البته بعد در کردن سیزده)وقت حاضر
کردن کیفشون یاد پیکشون نیافتاده باشن!!!! ![]()
اگر هم اینطوری شد زیاد قصه نخورین من میدونم چی کار کنین......
یا اونقدر عرو گوز کنین مامان باباتون بگن نمیخواد فردا نمی خواد برین
مدرسه....
یا اینکه خودتونو بزنین به دل دردی سرما خوردگی یه همچین چیزایی .....
اگرهم هیچ کدوم جواب نداد.....چشمت کور میخاستی حل کنی!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
عيد نيستم و نمي تونم آپ کنم ![]()
![]()
شرمنده!!!!!!!امروز امدم يه چيزي بگم ...نترس دوباره نمي خوام سر کارتون
بزارم!!!![]()
![]()
اومدم بگم که چه نا مردن اونايي که دوستي ها رو بي پايان ميزارن .....![]()
امدم بگم چه نامردن اونايي که حتي به دوستيم رحم نمي کنن........![]()
امدم لعنت بفر ستم به دوستي که بدي رو در حق دوستش تموم کرد...![]()
نيو مدم در باره ي عشق حرف بزنم ....من عاشق نشدم ...پس معني
عشق رو نمي دونم و هيچي درموردش نمي دونم..........
اما دوستي رو مي فهمم با تک تک سلو ل هام................![]()
امدم لعنت بفرستم به اونايي که با نا مردي هاشون گند زدن به هر چي
دوست و دوستيه!!!!![]()
![]()
خودش میدونه منظورم کیه.........یکی مثل تو که................
یکیم مثل اونی که اگر گردنشم بزنم پای دوستیش وایستاده............![]()
یکی که با وجود یک سال دوری از هم بازم دوستشو صمیمی ترین صمیمی
ترین ها میدونه........![]()
دیگه دوست ندارم دوستت داشنه باشم..................![]()
تو حتی لیاقت فکر و نداری..............
اونی که پام وایستادرو با هیچی عوض نمیکنم............![]()
خودشم میدونه چقدر دوسش دارم................![]()
![]()
![]()
فقط اینکه بی محلی دلیل بر تنفر و فراموش شدن نیست..............
و اینکه.....دوستت دارم و این و فقط به خاطر تو نوشتم که پای دوستیات
واستادی و با این وجود من هنوز لیاقت تو رو ندارم.........(s)
واینکه.......
دوستي حادثه است و جدائي قانون... پس بيايد حادثه
بسازيم و قانون شکنيم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تقدیم به تو.....
تمام مشكلم اينه كه حرفامو نمي فهمي
منو باش كه نفهميدم تو بي ذوقي بي احساسي
دروغ بود اينكه مي گفتي تو هم محو گل ياسي
من ديوونه رو باش كه شكستم با شكست تو
تو چه مردابي افتادم يه عمره با دو دست تو
من ديوونه رو باش واسه تو گريه مي كردم
تو رو باش كه نفهميدي تو شعرم گم شده دردم
من ديوونه رو باش كه به پاي چشم تو سوختم
ولي بعد يه كم بازي تو با من بد شدي كم كم
من ديوونه رو باش كه واسه عهدت قسم خوردم
باهات موندم ، باهات ساختم ، واست سوختم ،واست مردم
من ديوونه رو باش كه به اخماي تو خنديدم
همش يك گل تو باغچم بود اونم آخر واست چيدم
من ديوونه رو باش كه به خوبيم عادتت دادم
شكستي قلبمو اما نديدي رنگ فريادم
من ديوونه رو باش كه واست روزامو سوزوندم
خوشي رو تو خودم كشتم ، ولي با چشم تو موندم
من ديوونه رو باش كه كشيدم ناز چشماتو
چه قد تلخه بدون تو ، چه قدر سخته برام با تو
من ديوونه رو باش كه خيال كردم تو مجنوني
تو حتي اسم مجنونم ، نه آوردي ، نه مي دوني
من ديوونه رو باش كه قد دنيا دوست دارم
نه اما من دوست داشتم حالا كه از تو بيزارم
من ديوونه رو باش كه واست خوندم چه قد ساده
تو حرف عاشقونم رو شنيدي ، حاضر آماده
من ديوونه رو باش كه نشستم منتظر ،رسوا
زدي تو زير قولاتو ، گذاشتي باز منو تنها
منو باش كه نفهميدم منو ديگه نمي خواستي
چه قدر ديوونه اي راستي ،چه قد ديوونه ام راستي
منو باش كه با يه آهنگ مي خواستم مهربونتر شم
زدي تير و توي ذوقم نداشتي حوصله بازم
من ديوونه رو باش كه تو رو عاشق حساب كردم
چه قدر ديوونه تر چون باز ، تو رو اينجا خطاب كردم
من ديوونه رو باش كه ،درسته خيلي ديوونم
جهنم مي رم اما نه ، كنار تو نمي مونم
اينم يه نامه ي ابري ، به امضاي يه ديوونه
فقط بيچاره اون كس كه ، يه عمر با تو مي مونه
اینم کار مرتضی جون بود![]()